14
Mar
2016

Volunteer Job

“کار داوطلبانه”

… زادگا هم تا چشم کار می کرد مزارع برنج وچای بود،اما ما نه تنها زمینی نداشتیم،بلکه من شخصا واقعا نمی دانستم،چه مراحلی را برای برداشت برنج وچای طی می کنند.سال ۱۳۵۶ تمرکزم در مورد مزارع برنج وچای زیاد شد،دلیلش هم آشنائی بیشتر با کتاب بود…ساعتهای طولانی به روستا های اطراف برای پیاده روی می رفتم،تا از نزدیک همه چیز رامشاهده کنم،اما هنوزتجربه کار درروستا را نداشتم…بعداز انقلاب ۱۳۵۷ یکی ازصخبت های که بین دوستان جریان داشت،این بود،که ” چگونه می توانیم به مردم کمک کنیم”؟…نتیجه این شد که بصورت “داوطلبانه” در مزارع برنج و چای به زارعینی که احتیاج به کمک دارند، کمک کنیم…کاردرمزارع آسان نبود،اما چون با علاقه همراه بود احساس خوبی داشتم…یکی از کارهای زیبائی که زارعین با آن همه شرایط سخت ودشوار انجام می دادند ،خواندن شعرهای محلی موقع کار بود و گاه هم می رقصیدند که خستگی ازتن آدم بیرون می آمد… آن تجربه و یا دآوری آن دوران همیشه بااحساس خوب برای من همراه است…*
———————
*-اوایل سال ١٣٥٨