زمان یاری می دهد

سال ۱۳۶۵ در«چهار دیواری» که افکار‌ها محبوس بودند دیدمش٫سلامی بهمدیگرکردیم و بعد سیگاری هم به من تعارف کرد٫ از سیگاری نبودنم تعجب کرد از‌‌ همان روزهای اول احساس کردیم آبمان در یک جوی نمی‌رود هر دوکمی «کله شق» بودیم وفکر می‌کردیم با خواندن چند کتاب راه حل تمام مشکلات را می‌دانیم اما خودمان از کنار آمدن با هم ناتوان بودیم.
او بازمانده آندوران(دهه شصت) بود وقتی در دیاری دیگر دیدمش همدیگر را بغل کردیم وبوسیدم دیگربحث نمی‌کردیم آتش بس احترام آمیزی بین مان برقرارشده بود که تا آخر عمرش بینمان باقی ماند.

من مرگ هیچ عزیزی را باور نمی‌کنم. یادش ماندگار

115 Responses

  1. I love your blog.. very nice colors & theme. Did you design this website yourself or did you hire someone to do it for you? Plz respond as I’m looking to create my own blog and would like to know where u got this from. thank you

  2. When I initially commented I appear to have clicked on the -Notify me when new comments are added- checkbox
    and from now on every time a comment is added I receive four emails with the same comment.
    Perhaps there is an easy method you are able to
    remove me from that service? Many thanks!

  3. Attractive portion of content. I just stumbled upon your website and in accession capital to assert that I get actually loved account your weblog posts. Any way I’ll be subscribing in your augment and even I achievement you get right of entry to consistently quickly. !

Leave a Reply