17
Sep
2016

Time and Life

زمان و زندگی

…آنطوریکه خودفکر می کرد برحق بود و چون حق راهم به خود می داد دوست داشت آدمهای دیگر هم مثل او فکر کنند…تلاش های زیادی کرد تا شرایط و آدمها را با افکار خود هماهنگ کند اما برنامه هایش خوب پیش نمی رفت…به فکر فرو رفت و از خودسوال کرد:«چرا من که خیر وصلاح آدمها را می خواهم آنها به حرفم گوش نمی دهند؟»…چون جوابی برای سوالش نداشت ابتدا سرخورده شد و مدتها هم تو خودش بود…سالها گذشت ٫بعد دید ٫زندگی بدون اوبا توجه به اینکه درحاشیه قرار داشت جریان دارد..آنگاه کاغذی برداشت وشروع کرد به نوشتن زندگی خود که در واقع مانیفست زندگی جدیدش شده بود او نوشت:«.می خواستم آدمها را عوض کنم ولی آنها من را عوض کردند…زندگی سخت ویا آسان بدون من یا با من خواهد گذشت…درمقطعی اززندگی خیلی چیزها می تواند برای انسان مهم باشد اما درمقطع دیگرازمهم بودن آن کاسته خواهد شد…همه برای انتخاب زندگی شان بهایی پرداخت خواهند کرد و همه هم برای اینکه درستی و نادرستی انتخابشان را متوجه بشوند به زمان در زندگی محتاج هستند»٭…
——————–
٭-خلاصه گفتگو با یک عزیز